و امـــــــــا عـــــــشـــــــــق... |
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم |
امشب شب آخره که مزاحم دلت شدم خورشيد فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم بدرقه لازم ندارم خودم ميرم عزيزترين نذار بمونه زير پا قلبمو بردار از زمين دوستت دارم برای تو فقط يه حرف ساده بود غافل از اين که قلب من منتظر اشاره بود
گاهی خيال می کنم از من بريده ای بهتر زمن برای دلت برگزيده ای از من عبور می کنی و دم نمی زنی تنها دلم خوش است که شايد نديده ای...
+نوشته شده درسه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 19:35 توسط شیما | اجازه هست عشق تو رو تو کوچه ها داد بزنم؟
رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم؟ اجازه هست مردم شهر، قصه ی ما رو بدونن؟ اسم منو، عشق تو رو، توی کتابا بخونن؟ اجازه هست که قلبمو برات چراغونی کنم؟ پيش نگاه عاشقت، چشمامو قربونی کنم؟ اجازه هست سر بزارم رو شونه هات؟ روزی هزار و صد دفه، بگم که می ميرم برات اجازه هست بگم که تو مال منی؟ ستارتم اينو ميگه، که تو، تو اقبال منی اجازه هست عکس تو رو، رو صورت ماه بزنم؟ طلسم قصه هامونو، با داشتن تو بشکنم؟ اجازه هست که قصه هام با عشق تو جون بگيره؟ چشمای عاشقم واست روزي هزار بار بميره؟ اجازه هست واست يه قصه طلايي بسازم؟ با يه صداي مخملي برات لالايي بسازم؟ اجازه هست با بال تو پر بزنيم، بريم بهشت؟ کاش نزاريم برنده شه، تو بازي ما، سرنوشت اجازه هست بگم، من مال تو، تو مال من؟ من از تو خواهش می کنم که زير وعده هات نزن اجازه ی تو، دست تو، اجازه ی من، دست تو خنده ی من خنده تو، شکست من شکست تو
+نوشته شده درپنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 22:14 توسط شیما |
کاش واژه حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردنش به شبها و تنهایی نیاز نبود کاش دلها آنقدر صادق بودند که برای یکی شدن نیاز به آشنایی نبود کاش شمع حقیقت محبت را در تقلای بال و پر سوز پروانه می دید واورا باورمی کرد کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب بیشترآشنا می شد کاش بهارآنقدرمهربان وبا وفا بود که باغ را به دست خزان نمی سپرد کاش فریاد آنقدربی صدا بود که حرمت سکوت را نمی شکست کاش مرگ معنی عاطفه را می فهمید ... +نوشته شده دریکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 14:44 توسط شیما | موی تو و روی توست کفر من و دین من
+نوشته شده درسه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 13:36 توسط شیما | |
نفرین به عشق و عاشقی .نفرین به بخت و سرنوشت . به اون نگاه که عشقتو . تو سرنوشت من نوشت . نفرین به من نفرین به تو . نفرین به عشق من و تو . به ساده بودن منو . به اون دل سیاه تو.......... پست الکترونيک آرشيو وبلاگ زخم های کهنه آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 پيوندها |