و امـــــــــا عـــــــشـــــــــق... |
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم |
یه قلمو یه کاغذو یه عاشق همیشگی نمیشه با نوشته هااین همه احساسو بگی حرفای پر شکایتی رو کاغذای خط خطی ازعشق من مونده فقط قلب پر از حکایتی یه بغض خام تو گلوم یه دنیا حرف نا تموم آرزو هام پشت سرم نگاه من به روبروم این کاغذای خط خطی نامه ی عاشقونمه این جای پای اشک من از گریه های نم نمه من از کجا شروع کنم که تو سر آغاز منی تو اون نگاه اول و لحظه ی عاشق شدنی تو بودی در دلم که شعر این همه زیبا شده بود ترانه هام زمزمه ی تمام دنیا شده بود اگر که شعر سروده ام چون عاشق تو بوده ام این همه الهام قشنگ از عشق تو ربوده ام تو بودی پیش چشم من که عاشقانه دیده ام با توغزل شکفته ام با تو قصیده چیده ام از تو گله نمی شه کرد اگه نمیری از دلم اگه هنوز در حسرت یک آرزوی باطلم از تو گله نمیشه کرد شکایت از دل منه شکستنم نتیجه ی این همه دل سپردنه
+نوشته شده درپنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 21:10 توسط شیما | بازم دلم گرفته چند روزیه که رفتی میگی به خاطر من از عشقمون گذشتی بمون بذار از اسمت یه شعر نو بسازم نذار به جرم دیروز امروزموببازم دارم میمیرم برات نذار بیفتم به پات مگه گناهم چی بود که سرد شده اون نگات به من یه فرصت بده تا دستاتو بگیرم
یا این که مال من شی یا پای تو بمیرم
+نوشته شده درجمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 17:2 توسط شیما | گفت پنج وارونه چه معنا دارد ؟ خواهر كوچكم اين را پرسيد من به او خنديدم كمی آزرده و حيرت زده گفت: روی ديوار و درختان ديدم بازهم خنديدم گفت: ديروز خودم ديدم که مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم بعدها وقتی غم سقف كوتاه دلت را خم كرد بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد ؟؟
+نوشته شده درپنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 0:4 توسط شیما | آهای توکه به خوابی عمیق و سرد رفتی تو قلبها سبز موندی اگرچه زرد رفتی کنار خاطراتم با تو همیشه خندس طرحی که از تو دارم شبیه یک پرندس شب و روز پیش منی تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی
+نوشته شده درسه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 23:31 توسط شیما |
نشستم در فراقت گریه کردم تمام شب به یادت گریه کردم میان کو چه های سرد و خلوت به یادت بی نهایت گریه کردم تمام روز در فکر تو بودم چو دیدم رد پایت گریه کردم در آن خاموشی سرد و مه آلود به آهنگ صدایت گریه کردم تو ای ابر بهاری شاهدی که چگونه پا به پایت گریه کردم مبار ای آسمان امروز دیگر که من دیشب به جایت گریه کردم +نوشته شده دریکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 0:47 توسط شیما | کاش بودی تادلم تنها نبود تااسيرغصه ی فردانبود
کاش بودی تابرای قلب من زندگی اينگونه بی معنانبود
کاش بودی تالبان سردمن قصه گوی غصه ی فردانبود
کاش بودی تانگاه خسته ام بی خبرازموج وازدريا نبود
کاش بودی تادو دست عاشقم غافل ازلمس گل رويا نبود
کاش بودی تازمستان دلم اين چنين پرسوزوپرمعنا نبود
کاش بودی تافقط باورکنی بعد تو اين زندگی زيبا نبود
+نوشته شده درشنبه پنجم مرداد 1387ساعت 15:4 توسط شیما | اگه تا لحظـه مرگم داشـتنت نباشه قـسمت بی تو با رويای تو عاشق می مونم تا قـيامت اگه با هـق هـق تلخم دل آسمون بگـيره اگه اين قـلب صبورم از غـم عـشقـت بميره اگه باز آتيش عـشقـت زندگـيمو بسوزونه از تو جز يه خاطره حتی اگه چيزی نمونه من بازم عـاشقـت هـستم گر چه بی صدا شکستم
+نوشته شده درپنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 19:32 توسط شیما | نمی دانم خورشید آرزوهایمان در کدامین افق پنهان شد ودنیای عاشقانه ما را به دست بی رحم تاریکی سپرد.من میروم ودر ظلمات بدون عشق و آرزو به انتظار مرگ می نشینم. حالا که عابر همیشگی شبهای تنهایی گشته ام، با کوله باری از گریه های بی صدا و پنهانی که تنها خداوند آن ها را می بیند دستهای پر نیازم رابه سوی او دراز میکنم و می خواهم که سیاهی تردید را در نگاه تو بشکند وباور کنی جزتو هیچ کس را دوست نداشتم....
+نوشته شده درپنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 1:32 توسط شیما | |
نفرین به عشق و عاشقی .نفرین به بخت و سرنوشت . به اون نگاه که عشقتو . تو سرنوشت من نوشت . نفرین به من نفرین به تو . نفرین به عشق من و تو . به ساده بودن منو . به اون دل سیاه تو.......... پست الکترونيک آرشيو وبلاگ زخم های کهنه آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 پيوندها |