و امـــــــــا عـــــــشـــــــــق... |
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم |
خيلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ... خيلی سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کنی ... خيلی سخته که سالگرد آشنايی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيری ... خيلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای ... خيلی سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره ... خيلی سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدی ، اما اون بگه : ديگه نمی خوامت...
+نوشته شده درشنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 12:44 توسط شیما |
شبی غمگين , شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت ديدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من می گفت تنهايي عزيز است ببين با دوري اش با من چه ها کرد تمام هستي ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
چقدر سخته تو چشمای کسی که قلبتو بهش دادی و به جاش یه زخم همیشگی به دلت داده ، زل بزنی و به جای اینکه لبریز از نفرت بشی حس کنی هنوزم دیوونشی و دوستش داری چقدر سخته که دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده چقدر سخته که تو خیالاتت ساعت ها باهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی چقدرسخته که وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی
اگه احساسمو كشتی اگه از یاد منو بردی اگه رفتی بی تفاوت به غریبه سر سپردی بدوون اینو كه دل من شده جادو به طلسمت یكی هست این ور دنیا كه تو یادش مونده اسمت
+نوشته شده درپنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 12:12 توسط شیما | |
نفرین به عشق و عاشقی .نفرین به بخت و سرنوشت . به اون نگاه که عشقتو . تو سرنوشت من نوشت . نفرین به من نفرین به تو . نفرین به عشق من و تو . به ساده بودن منو . به اون دل سیاه تو.......... پست الکترونيک آرشيو وبلاگ زخم های کهنه آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 پيوندها |