تبليغاتX

:: و امـــــــــا عـــــــشـــــــــق... ::

و امـــــــــا عـــــــشـــــــــق...

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم



 

قلب من آروم نداره می خواد امشب بنویسه

حال من خيلی عجيبه چشمای من خيسه خيسه

دارم از تو می نويسم طاقت دوری ندارم

غزلی می خوام بسازم اما واژه کم ميارم

توي هق هق دقايق من به سادگی شکستم

تک تک ثانيه هارو من به انتظار نشستم

اگه قلبم توی اغماس اگه من تو انتظارم

واسه اينه توی قلبم هيچکس و جز تو ندارم

دارم از تو می نويسم امشب عکست روبه رومه

خودکارم خوابش گرفته ديگه جوهرش تمومه

توی هق هق دقايق من به سادگی شکستم

تک تک ثانيه هارو من به انتظار نشستم

 

 

+نوشته شده درجمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:10 توسط شیما |

هر چی عطر گل یاسه مال تو هر چی احساسه نیازه مال من

 هر چی حرفای قشنگه مال تو هر چی گوشه و کنایست مال من

 هر چی آهنگه قشنگه مال تو صدای ساز شکسته مال من

کوه بیستون با نقشش مال تو همه ی  تیشه و رنجش مال من

هر چی آسمون صافه مال تو هر چی ابرای سیاهه مال من

 هر چی روزای بلنده مال تو یه شب سیاه ابری مال من

اون شبای پرستاره مال تو یه دونه ماه و نشونش مال من

هر چی دریاست توی دنیا مال تو یه چیکه قطره ی بارون مال من

تموم رنگای عالم مال تو یه دونه رنگ قشنگش مال من

 

+نوشته شده درشنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 22:4 توسط شیما |